أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

258

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مطلب از امام على عليه السلام صحيح نيست . اين كار را عبدالله بن عمر در برخى از سفرهايش انجام داد . تو را چه كار به ابن عمر ؟ ابوهاشم هم آن را از اذان انداخت . « 1 » سليمانىها ، يعنى طبقهء دوم اشراف ، كوشيدند تا حكومت خود را بر مكه به دست آوردند . آنان بر ابوهاشم شوريده ، با كمك يكى از اشراف با نام حمزة بن وهاس بن ابىالطيب - همان كه اندك زمانى حكومت مكه را داشت و احدى از مورّخان ، زمان آن را معين نكرده‌اند - ابوهاشم را از مكه بيرون كردند . اما چيزى نگذشت كه ابوهاشم به حكومت مكه بازگشت . « 2 » تصور مىكنم فاطمىها پشت سر شورش سليمانىها بر ضد ابوهاشم بودند ، زيرا بعيد به نظر مىرسد آنان رها شدن دعا برايشان را در مكه بىاهميت تلقى كرده باشند ، آن هم بعد از آن همه تلاش و هزينه كه براى اين كار كردند و حكومت اشراف را براى آن كه صداى آنان در مكه باشد ، سر كار آوردند . به هر روى ، ابوهاشم پيروزمندانه به مكه بازگشت ، آن هم بعد از آن كه حمزة بن وهاس را بيرون كرد و به عباسيان دعوت كرد . وى مدتى بعد ، سپاهى از نظاميان ترك به مدينه فرستاده ، بر بنى مهنا از اولاد امام حسين عليه السلام غلبه كرد و آنان را از آنجا بيرون كرده ، مدينه را ضميمه حكومت خود نمود . « 3 » فاطميان دانستند كه مىبايد دوباره خطبه در مكه به نام آنان خوانده شود . بنابراين

--> ( 1 ) . النجوم الزاهرة ، ج 5 ، ص 84 . بر اساس چندين نقل ، عبدالله بن عمر در اذان « حىّ على خير العمل » مىگفت . در اين باره بنگريد : السنن البيهقي ، ج 1 ، ص 425 ؛ الاعتصام بحبل الله ، ج 1 ، ص 295 ، 308 ؛ المصنف عبدالرزاق ، ج 1 ، ص 460 بنگريد : الأذان بين الأصالة والتحريف ، ( قم ، 1424 ) ص 225 . شريف وقت مكه ، يعنى محمد بن جعفر هاشمى ، هر بار كه از فاطميان روى گردانده و به سمت عباسيان مىرفت ، شعار « حيّ على خير العمل » را قطع مىكرد و زمانى كه دوباره زير پرچم فاطميان در مىآمد آن را برقرار مىساخت . وى چندين بار به تناوب دست به اين كار زد و هدفش گرفتن كمك‌هاى مالى از هر كدام اين دو دولت عباسى - سلجوقى از يك طرف و فاطميان از طرف ديگر بود . « ج » ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 196 . ( 3 ) . صبح الأعشى ، ج 4 ، ص 270 .